العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
101
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
كرده تا او را سالخورده كرده و زخمين كرده و لاغر كرده و خواسته او را بكشد و گوشتش را بفروشد . وانگه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمود : اى جابر آن را نزد صاحبش بر و او را نزد من آور ، گفتم : صاحبش را نشناسم ، فرمود : آن تو را رهنمايد بر او ، گويد با او رفتم تا رسيدم به بنى واقف و در كوچهاى درآمد و در آن مجلسى بود ، گفتند اى جابر چگونه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله را ترك كردى ، و مسلمانان را ترك گفتى ؟ گفتم : همه خوبند ، ولى كدام صاحب اين شتريد ؟ يكى گفت : من ، گفتم : اجابت كن رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله و سلم را گفت مرا چه شده ؟ گفتم : شترت از تو شكايت كرده ، و من و شتر و صاحبش نزد رسول خدا آمديم . فرمود : شترت به من گزارش داده كه با او كار كردى تا پيرش كردى و زخمى كردى و لاغرش كردى و اكنون ميخواهى او را بكشى و گوشتش را بفروشى گفت اين بوده است يا رسول اللَّه ، فرمود : آن را به من به فروش ، گفت : از آن تو باشد يا رسول اللَّه ، فرمود : بلكه بمنش به فروش و رسول خدا آن را از وى خريد و رها كرد و در اطراف مدينه ميچريد ، و چون مردى از ما خواستى شب يا بامداد برود جايى رسول خدا آن را بما ميداد ، جابر گفت پس از آن ديدمش كه زخمش رفته و خوب شده . 35 - در اختصاص : بسندش تا امام پنجم عليه السّلام كه چون امام چهارم درگذشت شترى داشت كه از چراگاه برگشت و پوز بر گورش ميزد و به خاك آن ميغلطيد ، شترى بود كه پدرم با آن به حج و عمره ميرفت و هرگز تازيانه به او نزده بود . 36 - در يك اصلى از اصحاب ما است : بسندى از پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله كه گوسفند بچه بده بركت است . 37 - در كافى 283 - روضه - : بسندى تا امام ششم عليه السّلام كه نوح آن 8 زوج را كه خدا فرموده « ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ - تا آخر آيه - 143 - الانعام - از ميش دوتا بود يك جفت اهلى كه مردم آن را پرورش ميدادند و يك جفت ديگر كوهستانى و وحشى كه شكارشان روا بود و از بز هم دو تا يك اهلى و يك آهو از بيابان ، و از شتر دو تا بختى